تبليغاتX
I AM LOVER

I AM LOVER

چه حس بدی دارم......

قایقی خواهم ساخت...

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 23:47 توسط JOJO| |

خراب توام !!!

می خوام توبه کنم ...

نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 22:2 توسط JOJO| |

 

زبان احســـــــــــاسم لال شده است ٬ 

بــــــــاور کن !

ديگر فريـــــــــــــــاد هم چــــــاره ساز نيست ٬

بـــــــــراي تو بـــــايد مُــــــــــــــــرد ... !

نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 22:1 توسط JOJO| |

 

در چشم های من ٬ نگاه تو جا مانده است !

مرا به کجا تبعید کرده ای ؟!!!

نوشته شده در شنبه هفتم آذر 1388ساعت 11:29 توسط JOJO| |

 

اتفاق ٬ 

از دستان تو افتاد !

اما ...

من بودم که شکستم !!!

نوشته شده در شنبه هفتم آذر 1388ساعت 11:27 توسط JOJO| |

 

تو نگاهم کردی ٬

و من در اندیشه فردای قشنگی با تو !

ولی افسوس ...

نوشته شده در شنبه هفتم آذر 1388ساعت 11:25 توسط JOJO| |

 

چه تقدیر سیاهی ...

اجبارهای یک طرفه ٬گریه های تنهایی !

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 19:16 توسط JOJO| |

 

تلخی بغض من هنوز در میان بوسه های تو نا پیداست ...

پیدایم نکن ٬ می گویند مرده ام !

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 19:15 توسط JOJO| |

 

کاش ...

گناه دل شکستن اعدام بود و بس !

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 19:15 توسط JOJO| |

 

من به خودم ظلم می کنم ؟!

باشه ٬ گردنم از مو باریکتر ... شما راست می گی !

خدااااااا ...

گوشاتو بگیر ٬ چشاتم ببند ! من حتی تو رو هم ندارم ...

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 19:14 توسط JOJO| |

 

همه یه روزی میان ، یه روزی می رن ...

ولی بعضی ها واسه همیشه می مونن !

واسه همیشه ...

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 12:19 توسط JOJO| |

 

چه قسمت شگفت انگيزی !!!

تمام باورهايم در گوشه همين لذت چند ثانيه ای ...

نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 17:23 توسط JOJO| |

 

جای هیچکس را ،

هیچکس دیگر نمی تواند بگیرد !

نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 17:7 توسط JOJO| |

 

تقدیر این چنین نبود !

که ترانه هایت خاموش بماند ...

و من تا رویایت نیایم !

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 23:34 توسط JOJO| |

 

تو اوج بی کسی فریاد کشیدم اما ...

صدامو کسی نشنید !

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 21:9 توسط JOJO| |

 

نمی دونم تو خيالش هنوزم اون منو داره ؟!

من که از نبود چشماش شبا میشمرم ستاره ...

نمی دونم عکسامو اون شبا رو قلبش می ذاره ؟!

ولی من نشد يه شب که اشکام رو عکساش نباره ...

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 17:14 توسط JOJO| |

 

گوش کن !!!

این که من میکشم درد بی تو بودن نیست !

تاوان با تو بودن است ...

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 17:11 توسط JOJO| |

 

بیا و مرا ناباورانه احساس کن !

بگذار تمام باور تو باشم ...

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 17:0 توسط JOJO| |

 

میان گریه هایم ،

راهی برای عبور توست ...

می دانم عادت کرده ای ،

رهگذر لحظه های بارانی ام باشی !

این بار هم بگذر ...

نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 15:40 توسط JOJO| |

 

یک دقیقه سکوت !

به احترام تمام لحظه هایی که رفتند تا بمانند ...

نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 15:39 توسط JOJO| |

 

سکوت کردم ...

به اندازه همه حرفهایم ،

رفته ای اینک اما ...

باز بر می گردی ؟!

چه تمنای محالی دارم !

نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 15:37 توسط JOJO| |

 

پس سهم من چی ؟!

گفته بودم که فقط ،

سهم من باش و دلتنگیم !

اما شاید ...

دلتنگ تر از من ، سهم تو باشد !!! 

نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 15:36 توسط JOJO| |

 

من زندگی ام را ...

با یک نگاه ،

در یک شب تاریک ،

در چهار راهی ،

به سوی پوچی به قمار گذاشتم !!!

از عشق به آن نگاه برایم چیزی باقی نماند ...

جز تنهایی و جنون ،

عشق و نفرت !!!

نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 18:54 توسط JOJO| |

 

من بودم و تو بودی و یک دنیا فاصله ...

اما حالا

من هستم و تنهایی و گریه ...

نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 18:53 توسط JOJO| |

می دانی ... ؟

می گویند رسم زندگی چنین است !

می آیند ...

می مانند ...

عادتت می دهند ...

و می روند ...

و تو تنها می مانی !!!

راستی نگفتی رسم تو نیز چنین است ؟!

مثل همه ی فلانی ها هستی ؟!

نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 16:14 توسط JOJO| |

 

هوای تو کرده بود دلم ،

با ما راه نیامدی ...

بارانی شد !!!

نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 16:12 توسط JOJO| |

 

ضربه ات کاری بود ، دل من سخت شکست ...

و چه زشت به منو سادگیم خندیدی !

به منو عشقی پاک که پر از یاد تو بود ...

و به این قلب یتیم ، که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود !

تو برو تا راحت تر ،

تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم ...

 

نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 16:11 توسط JOJO| |

نمی دانم چه خواهد شد ...

پر از دلشوره ام !

بی تاب و دلگیرم ...

کجا ماندی ؟!

که من بی تو هزار بار در هر لحظه می میرم !!!

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 1:30 توسط JOJO| |

 

اتل متل رفاقت ،

دل به تو کرده عادت !

برات دعا می کنم ،

اینم رسم رفاقت ...

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 1:26 توسط JOJO| |

 

زندگی به من سخت گرفت ، تو سخت تر ... !

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 1:25 توسط JOJO| |

Design By : Night Melody